عشق پریایی


آسون وداع کردم باهات # با اینکه میمردم برات

منی که بودم دیونه نگات # کاش  نمیزاشتم،میفتادم به پات

اکنون که نشد شویم باهم #دوست دارم تا اخرین لحظه عمرم

غیر تو کسینمتونه شه یارم #آخرت منتظرو چش به راتم

دلخورم که تو رو آسون باختم # ازت تو خیالم یه همراهو همسفر ساختم

هر شب کارمه گوش کنم صدایت # الهی که شوم من فدایت

حال که شدیم از هم جدا # میسپارمت به اون خدا

خدایی که تو رو از من ستود#جاش رنجو غمو درد نمود

اینها شد آخرین حرفام برات#یه وقت خیس نشه اون چشات

همشه دوستت دارم پریا#یاد تو رو نمیدم به دنیا

 

 

|

حالا که رفتیو کردیمون ترک * هیچ چیز نیس بهتر از مرگ

افتادم از درختی همچو برگ *ندارد این زندگی برایم هیچ رنگ

کردم با همه واس داشتنت جنگ * کجایی که شدم الان همجنس سنگ

بیاید چنین روزی که زنی برایم زنگ * وقتی که هستم تو یه قبر تنگ

|

درسته میمرم واست بلاخره یه روزی*ولی الان شدم یه آدمو پستو موزی

تو رفتیو قلبم بد جور شکست #تو دلم کلی درد و غم نشست

شدم دیگه گیچ از این احساس# احساسی حجتی تو خوابو رویاست

خوبم فقط وقتی عشق تو با منه#ولی انگاری رابطمون گشته خاتمه

یادم نمیره هیچ وقت عشقتو #فراموش نمیکنم حتی اسمتو

اسم کسی که خوبی به وسعت دریاس#درسته اسم اون پریه پریاست

|

زیاد زندگی کردم تو خیالو رویاا * ولی هیشکی نبود واسم اندازه پریا

با هم کردیم تو خوابو خیال دیدار * ولی امان از لحظهای که شدیم بیدار

میرن اون لحظه های خوشو شیرین بر باد * کم کم فراموش میشویم از خاطرو یاد

کاش زندگی فقط رویا بود * آدم از این دنیا بی نیاز بود

دنیایی که بی تو بی رنگ است *بودو نبودش واسم هیچو پوچ است

          به افتخاز کسی که عشق حقیقی رو با اون یاد گرفتم

 

|

می سراییم قصه ای از عشق پاک/یاد اوست تا میرم در دل خاک.

چون شدیم با واسطه ز او ما آشنا/شد دنیا مال ما عینه پادشاه

شبا سخن ها میگفتیم با یکدگر     / میگشتیم جدا از هم مگر  

تا که شد میان ما یک وابستگی/چیزی شبیه عشقو دلبستگی

شبا میکردیم چرآغو خاموش/دیگران رو میکردیم فراموش

جدا میگشتیم ز این دنیا/با هم بودیم همش تو رویا

شدم من یکی عاشقو مرادش/سخت بود گذر از مهرو،نگاهش

شد کم کم دیدارمان هفتگی/نشد کنم ز او من بردگی

گر چه شد میان ما فاصله/باز عشقو علاقه میان ما حاصله

دنیا کرد ما رو از هم جدا/این فرشته ات نبود حقم خدا؟

پاکیو مهربونیش به وسعت دریاست/اری نام آن فرشته پریاست

براش آرزو کنم خیرو نیکی دسته دسته/ببخش مرا گر دلت از من شکسته

گقتیم سخن بانظمو ترتیب برای خاطرش/نشود یاد او ما را فراموش،شود اون باورش

                خدا در هر زمان باشد یارو یاورش

هر چه گفتیم از دل تنگ بووود/بودن او براین آرزو بوووود.

 

 

|

سلام بانو اگه یه روز گذرت افتاد اینورا.بدون هنوزم به یادتیم

|

امروز 25شهریور تولد پریا فرشته مهربون مبارک باد

               زنگت زدم ولی خاموش بودی

                          دوست دارم

|

می نویسم نامه ای از دیار  :  برای آن کس که بود یار

مینویسم نامه ای شود ماندگار : کارم شده ز دوریش گریه زار

مینویسم برایش شود یک یادگار : بداند ز دوریش حالم شده دیوانه وار

نوشتم برایش قسم به یزدان پاک : نیستی،شدم همچو مردهزیر خاک

اینک او رفته زپیشم : شدم سرگشته در حال خویشم

کنون شده هم آغوش غریبه : دوس داشتناش همش فریبه

سخته واسم ولی خدا کریمه : فراموش کردنش واسم جوری ننگینه

دیگه شور و حال رفته شدم خاموش : به لطف خدا میکنم فراموش

شروع میکنم یک زندگی نو پدید : از اون موقع کسی من را ندید

پیدا شد واسم یه عشق جدید : ولی دوست داشتم عشق اول رو شدید

 

 

|

آینـه پرسیـــد که چــرا دیر کرده است        نکنددل دیگری اورا اسیرکرده است 

خندیدمــو گفتم او فقط اسیـرمـن است        تنـها دقایقی چند تأخیر کــــرده است 

گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید         مـــوعــد قـــرار تغییر کـــــرده است 

خندیـــد به ســـــادگیم و آینـــــه گـفت         احساس پــاک تورازنجیر کرده است 

گفتــــم ازعشـق من چنین سخـن نـگو         گفت خــوابــی سالها دیـرکرده است 

در آینه به خـــــــود نــگاه میـــکنم آه         عشـــق تـوعجیب مراپیر کرده است

راســت گفــت آینــه که منتــــظرنباش         او بـــــرای همیشه دیـــرکـرده است

|

میــــــگی گــــــل رو دوســــــت داری ولـــــی میــچینیش

میـگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش

میـــــگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش

چه جــوری میــتونم نترسم وقتی میــــگی دوستـــم داری

|
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 6 صفحه بعد